بهتر دیدن

روزنوشته‌های فرید ذاکری

۳ مطلب با موضوع «گفتگو با کتاب» ثبت شده است

گفتگو با کتاب
قرار ۳۱ روزه

۳۰

چند بازی برای تشویق خود به کتاب‌خوانی

۱۶:۳۳۱۰
مرداد

از کتاب‌خواندن خود یک بازی بسازید. «گیمیفیکیشن» یا «بازی‌سازی» ایده‌ای‌ست که درمورد آن تحقیقات و مطالعات زیادی صورت گرفته و کاربرد آن ثابت‌شده است.

یکی از بازی‌هایی که اخیراً برای خودم ساخته‌ام این است که به جای مطالعه یک کتاب خاص که ممکن است در آن گیر کنم و به این دلیل کلاً روند مطالعاتم کات بخورد، چند کتاب مختلف را به صورت همزمان جلو می‌برم. هر روز فصلی از چند تا کتاب مختلف را می‌خوانم و جلو می‌روم. چون اگر فقط خودم را به یک کتاب محدود کنم، اگر در آن یک کتاب به بن‌بست برسم و حوصله‌ام از خواندن‌اش سر برود، کلاً مطالعه نمی‌کنم و می‌روم مثلاً فیلم می‌بینم. اما اگر در آن واحد گزینه‌های دیگری داشته باشم، می‌توانم آن کتاب را کات بدهم و فعلاً به کتابی جذاب‌تر بپردازم. درست است روند آن کتاب جلو نرفته، ولی روند مطالعه‌ام هم به‌طور کلی ایست نکرده است.

یک بازی دیگر نوشتن نقد یا ریویوئی درمورد هر کتاب است که من در سایت goodreads انجام می‌دهم و چکیده‌ای از آن در منوی کناری وبلاگ‌م هم قرار می‌گیرد. حالا این ریویو می‌تواند کاملاً ابتدایی و ساده باشد؛ لازم نیست حتماً یک شاهکار نقدنویسی خلق کنید! فقط در چند کلمه، برداشت و حس کلی‌تان را درمورد کتاب بنویسید. این‌گونه تشویق می‌شوید که زودتر کتاب‌های بیشتری بخوانید تا ریویوهای جدیدی بنویسید. و ضمناً موقع خواندن کتاب هم توجه‌تان بیشتر به جزئیات آن می‌رود تا سوژه‌هایی برای صحبت‌کردن درمورد کتاب موقعی که نقدش می‌کنید، داشته باشید.

یک بازی دیگر هم می‌تواند این باشد؛ تایم بگیرید که متوسط زمان مطالعه‌تان چقدر است؟ مثلاً یک صفحه را در چند دقیقه تمام می‌کنید؟ این بازی را می‌توانید درمورد یک صفحهٔ خاص انجام دهید یا در مورد چندین صفحه و بعد میانگین بگیرید. می‌توانید میانگین خواندن با صدای بلند یا در سکوت را جداگانه بگیرید و با هم مقایسه کنید! درمورد من مطالعه در سکوت خیلی سریع‌تر بود؛ و مطالعهٔ هر صفحه از کتابی در قطع وزیری به‌طور متوسط ۱ دقیقه طول کشید.

نکتهٔ دیگری که درمورد تثبیت عادت کتاب‌خوانی مهم بوده و بهش پی بردم اینه که سعی کنید از وقت‌های مرده‌تون برای کتاب‌خوانی استفاده کنید. سعی کنید اولین کاری که در روز انجام می‌دید کتاب‌خوندن باشه. نذارید برای بعداً. و فقط هم شروع کنید به خوندن. اصلاً نگران تموم‌کردن یک فصل یا کل کتاب نباشید. فقط شروع کنید و خودش خود‌به‌خود جلو می‌ره...

گفتگو با کتاب

جلد پوشه

چرا «گفتگو با کتاب»؟

۱۶:۳۸۲۴
تیر

ما زیر عنوان «گفتگو با کتاب» قراره مجموعه افکار پراکنده و گوناگونی که درمورد کتاب‌ها دارم رو شاهد باشیم.

سعی می‌کنم پست‌ها رو کوتاه بنویسم و هر پست به موضوع خاص و جزئی‌یی در حوزهٔ کتاب بپردازه.

این مطالب می‌تونن از نقد یک کتابی که خوندم تا بیان یک موضوع کلی درمورد کتاب‌ها رو شامل بشه.

۱۳:۰۶۲۳
تیر

کتاب فال‌پذیر!

۱۳

کتاب «از اعماق» اسکار وایلد شدیداً پتانسیل فال‌گرفتن داره! هر چند وقت یک‌بار که از خوندن کامل‌اش می‌گذره، می‌تونی به صفحه‌ای یا پارگرافی پُل بزنی ــ بر حسب تصادف ــ و آن تکه را به‌عنوان حکمی کلی و قانونی اساسی برای زندگی و روابط بخونی و لذت ببری!

بهتر دیدن

اگه از من بپرسین بزرگ‌ترین میشن‌ات تو زندگی چیه، خواهم گفت: بهتر دیدن... اینجا محفلی‌یه برای مشق‌کردن این مسئله.

لحظه‌نگار
یک‌خط‌نظر
درهٔ من چه سرسبز بود!
جان فورد

یک فیلم بهشتی. جهان فیلم انگار درست در نقطهٔ وسط اسطوره و واقعیت قرار گرفته. آدم‌های فیلم رو که می‌بینیم، در سادگی ولزی‌شون، خداخدا می‌کنیم اگه مردیم تو یه همچین بهشتی سردربیاریم. مادر؛ پدر؛ پسرا؛ دختر؛ کشیش؛ اون دو تا مربی بوکس؛ کارگرا؛ همه و همه. همه‌شون از پس شدیداً خاص و منحصربه‌فردبودن‌شون تبدیل می‌شن به اسطوره. بخصوص مادر و پدر فیلم فوق‌العاده‌ان. حتی عروس خانواده هم خوبه. همه‌چی اندازه. همهٔ کارکترا به‌جا و خوب‌پرداخت‌شده. واقعاً یک شاهکار تمام‌عیاره این فیلم. و عجب عقاید درست‌حسابی و مدرنی درمورد خدا و دین در فیلم موجوده. و عجب در عین احترام به سنت، سمت‌وسوش به جلورفتن‌ـه. و عجب پدر و مادر مسئله‌حل‌کن و کارراه‌اندازی... با همهٔ شوخی‌ها و سربه‌سرگذاشتناشون... این یعنی شخصیت‌پردازی؛ این یعنی آدم‌درست‌کردن تو مدیوم سینما که واقعا نظیرشو شاید فقط تو فیلمای دیگهٔ خود فورد بشه پیدا کرد.

...