شبح‌روشنفکر

روزنوشته‌های فرید ذاکری

شبح‌روشنفکر

روزنوشته‌های فرید ذاکری

شبح‌روشنفکر

روشنفکری عالمی دارد...

آخرین نظرات

۱۹ مطلب با موضوع «خلاصه‌کتاب» ثبت شده است

برای بازیابی خلاقیت، دو ابزار محوری وجود دارند؛ صفحات صبح‌گاهی و قرار ملاقات با هنرمند درون. بیداری خلاق، مستلزم کاربرد هر دوی این‌هاست؛ لطفاً بی‌درنگ استفاده از آن‌ها را شروع کنید.

صفحات صبح‌گاهی

صفحات صبح‌گاهی، سه صفحه دست‌خط معمولی‌ست که به‌طور تداعی آزاد و بدون تفکر می‌نویسید و دست از روی کاغذ برنمی‌دارید. شاید حتی بتوان از عظمت آن کاست و آن را «تخلیهٔ ذهن» خواند، چون یکی از کارهای اصلی‌اش نیز همین است.

پشت جلد

ارتباط غیرخشونت‌آمیز (NVC) روشی تعاملی‌ست که تبادل اطلاعات و حل صلح‌آمیز اختلافات را تسهیل می‌کند. ارتباط غیرخشونت‌آمیز بر ارزش‌های مشترک انسانی و نیازها تکیه می‌کند و افراد را به پرهیز از زبانی که سبب مقاومت یا کاهش عزت‌نفس می‌شود و استفاده از زبانی که سلامت را افزایش می‌دهد، تشویق می‌کند.

ارتباط غیرخشونت‌آمیز باور دارد که به جای ایجاد ترس، گناه، سرزنش و شرم؛ «غنی‌سازی زندگی»، رضایت‌آمیز‌ترین انگیزه برای انجام کارهاست و به عنوان هدف، بر پذیرش مسئولیت فردی در انتخاب و افزایش کیفیت ارتباط تأکید دارد. این روش حتی وقتی طرف مقابل آن را نمی‌داند نیز مؤثر است.

الکتریسیتهٔ معنوی

بیشتر ما میل داریم فکر کنیم که رؤیاهای خلاق خودپرستانه‌اند. اگر پدر و مادرمان نسبت به رؤیاهای خلاق‌مان شک و تردید یا عدم‌تأیید نشان می‌دادند، ممکن است آن گرایش را به خدایی والدگونه فرافکنیم. این طرز تفکر باید از میان برود.

آنچه درباره‌اش گفتگو می‌کنیم ــ ترغیب یا دعوت از ــ تجربه‌یی معنوی‌ست. خودم این فرآیند را «شفای ستون فقرات معنوی» می‌خوانم. چند تمرین معنوی را در پیش می‌گیریم تا با نیروهای خلاق کائنات هم‌نوا شویم.

وقتی مردم می‌پرسند چه‌کاره‌ام، معمولاً پاسخ می‌دهم: «نویسنده و کارگردانم و دوره‌های خلاقیت مربوط به همین امور را تدریس می‌کنم.»
مسألهٔ خلاقیت توجه آن‌ها را جلب می‌کند.
آن‌گاه می‌پرسند: «چگونه می‌توانید خلاقیت را تعلیم بدهید؟» و ستیز میان اعتراض و کنجکاوی در چهره‌شان نمایان می‌شود.

بحران مطالعه؛ راستی که دردی از این عمومی‌تر نمی‌توان یافت. دنیا یک‌سره به این درد مبتلاست. مردم کم می‌خوانند، سریع می‌خوانند، بد می‌خوانند... .

هنگامی که از رمان گفتگو می‌کردیم، گفتیم که رمان برای طبایعی که کتاب را بد می‌خوانند و از درست‌خواندن و دقت‌کردن در آن منحرف می‌شوند، این خطر را دارد که از حقیقت دور می‌شوند.

این مشکل منحصر به خواندن رمان نیست. تمام چیزهایی را که ما می‌خوانیم و معلومات ما از آن‌ها «پرورش عمومی» ما را تشکیل می‌دهد، از این خاصیت مبرا نیست.

لزوم کتاب‌داشتن

کتابخانه نباید، به‌طوری‌که امروز هست، از تزئینات استثنائی خانه‌ها باشد. گوشهٔ اتاقی را به‌خوبی می‌توان بدین‌کار اختصاص داد. لازم نیست صدها کتاب در آن جمع کنیم؛ امّا هیچ دوستی باوفاتر از کتاب نیست. اگر بگویم که خودداری از مصاحبت با چند کتاب برگزیده بدان ماند که از دست‌یافتن به بزرگترین گنجینه‌های روی زمین سر باز زنیم، به‌هیچ‌وجه چیزی به‌خطا نگفته‌ام.

اگر بنا بود رتبه‌هایی برای خوانندگان در نظر گرفته می‌شد، روزنامه‌خوان، یعنی کسی که میل خواندن را فقط با روزنامه سیراب می‌کند، در درجات پایین‌تر خوانندگان قرار می‌گرفت. این چنین خواننده‌ای معمولاً پرورش کافی نیافته است، ولو آنکه بگوید همهٔ روزنامه‌ها را می‌خواند تا بتواند بی‌طرفانه قضاوت کند. تجربه به ما نشان داده است که او در آخر کار صاحب هیچ عقیده‌ای نخواهد بود و در اکثر موارد به تردید نظری ابراز می‌دارد؛ وحدت از فکر او رخت برمی‌بندد؛ چه در تناقض‌های بی‌شمار غرق می‌شود و از دنبال‌کردن یک خط سیر موزون عاجز می‌ماند.

رمان خوب و رمان بد

خوانندهٔ رمان یک‌باره با مسائل زیادی روبه‌رو می‌شود. این حالت عمومیت دارد. رمان ممکن است همه‌چیز داشته باشد یا هیچ نداشته باشد؛ ممکن است منابع سرشار و متنوعی را در دسترس ما بگذارد و در عین حال ممکن است ما را به بیابانی عاری از جنبش حیات و زندگی هدایت کند.

هوا و هوس؟ به‌هیچ‌وجه

در کشتی، در قطار، در اتوبوس ما چیزی می‌خوانیم. به‌هنگام مسافرت کتاب‌های زیادی باز و مخصوصاً کتب زیادی بسته می‌شوند.

کتاب مسافرت از جمله خواندنی‌هایی‌ست که بیش از هر چیز بدان بی‌اعتنایی می‌شود. مسافر کتابی را از کتابفروشی ایستگاه می‌خرد، هر چه باشد و هر چه به‌دستش برسد.