بهتر دیدن

روزنوشته‌های فرید ذاکری

The Revenant

الخاندرو گونزالس اینیاریتو

فیلم آشغالی بود. هیچی نداشت. نه شخصیت؛ نه انگیزه؛ نه حس؛ ناتوان بود در ایجاد حس. دی‌کاپریو ادای دوست‌داشتن زن و بچه‌شو درمیاورد؛ هیچ دوست‌داشتنی به معنای جدی نبود. و هزار تا مشکل منطقی که فیلمنامه داشت. و واقعاً هم که خرس بهترین بازیگر فیلم بود!

۹۶/۰۵/۲۳

نظرات  (۱)

۲۳ مرداد ۹۶ یوزف کا
لحن و سبک نقدت زیادی فراستی نزدیک شده، و گاهی حتا کپی برابر اصله. منتقد باید بتونه بر اساس جهان و واژگان و سبک شخصی ای بنویسه که از لحظات حساس زندگی و تاملات خودش میاد. وگرنه دستش زود رو میشه نقدهاش هم طبعا تکراری.
قاعدتا این همه به معنای غلط بودن نگاه فراستی نیست، به معنای نفی تاثیر پذیرفتن هم نیست، اما برای نقد نوشتن، چاره ای جز این نیست که از اونچه تاثیر می پذیریم، قدمی جلوتر به سمت خود بیاییم.
حرفت کاملاً متینه و نقدت به‌جا. باید سعی کنم به مرور از سایهٔ تأثیر فراستی بیرون بیام... ولی فعلاً تا وقتی صدای خودمو پیدا کنم، ناخودآگاه خیلی از اصطلاحات و جهان فکری‌ام تحت‌تأثیر اونه...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
بهتر دیدن

اگه از من بپرسین بزرگ‌ترین میشن‌ات تو زندگی چیه، خواهم گفت: بهتر دیدن... اینجا محفلی‌یه برای مشق‌کردن این مسئله.

لحظه‌نگار
یک‌خط‌نظر
درهٔ من چه سرسبز بود!
جان فورد

یک فیلم بهشتی. جهان فیلم انگار درست در نقطهٔ وسط اسطوره و واقعیت قرار گرفته. آدم‌های فیلم رو که می‌بینیم، در سادگی ولزی‌شون، خداخدا می‌کنیم اگه مردیم تو یه همچین بهشتی سردربیاریم. مادر؛ پدر؛ پسرا؛ دختر؛ کشیش؛ اون دو تا مربی بوکس؛ کارگرا؛ همه و همه. همه‌شون از پس شدیداً خاص و منحصربه‌فردبودن‌شون تبدیل می‌شن به اسطوره. بخصوص مادر و پدر فیلم فوق‌العاده‌ان. حتی عروس خانواده هم خوبه. همه‌چی اندازه. همهٔ کارکترا به‌جا و خوب‌پرداخت‌شده. واقعاً یک شاهکار تمام‌عیاره این فیلم. و عجب عقاید درست‌حسابی و مدرنی درمورد خدا و دین در فیلم موجوده. و عجب در عین احترام به سنت، سمت‌وسوش به جلورفتن‌ـه. و عجب پدر و مادر مسئله‌حل‌کن و کارراه‌اندازی... با همهٔ شوخی‌ها و سربه‌سرگذاشتناشون... این یعنی شخصیت‌پردازی؛ این یعنی آدم‌درست‌کردن تو مدیوم سینما که واقعا نظیرشو شاید فقط تو فیلمای دیگهٔ خود فورد بشه پیدا کرد.

...